رشيد الدين فضل الله همدانى

پيشگفتار 27

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى )

در تاريخ چين از جامع التّواريخ آمده است : « اهل ختاى را تواريخ و كتب بسار مشتمل بر حكايات و حوادث هرزمانى و هرعهدى موجود است و نزد ايشان مشهور ، و كسانى كه آن را مرتّب دانند ، در اين ملك كم‌اند ، چه آن تواريخ بغايت بسيار است ، لكن حكماى ختاى از آن مطوّلات كتب ، تلخيصات و اختصارات كرده‌اند ؛ و باز آن را مختصر و موجز گردانيده و تا غايت از آن نسخ چيزى بدين ولايت نرسيد . . . پادشاه اسلام - خلّد ملكه - فرمود تا تواريخ احوال آن مملكت و پادشاهان آنجا بر سبيل ايجاز و اختصار الحاق كرده شود . بروفق فرمان نافذ لازال نافدا و مطاعا از حكماى ختاى ليتاجى و كمسون كه هردو بر علم طبّ و نجوم و تاريخ ختاى واقف‌اند ، و بعضى از آن كتب از ختاى با خود آورده و آن معانى را مستحضر ، كتب تواريخ كه داشتند حاضر گردانيدند و تقرير كرد كه هرچند تاريخ اهل ختاى عظيم قديم است . . . لكن تاريخى كه اسامى پادشاهان آنجا در آن مشروح و مفصّل است و بنياد حكايات بر آن نهاده ، و در اين وقت ميان اهل ختاى شهرتى دارد ، و تاريخى درست و محقّق و تمامت حكما و دانايان بر آن اعتماد كرده ، كتابى است كه آن را سه حكيم معتبر باتّفاق ساخته‌اند ، يكى را نام فوهين خوشانگ ، فوهين اسم است و خوشانگ صفت ، يعنى بخشى . . . و ديگر را نام فيخو خوشانگ از شهر فين جو ، و نام ديگر شيخون خوشانگ . . . هرسه آن تاريخ را از كتب قديم انتخاب كرده‌اند و با تمامت حكما و دانايان وقت تصحيح و مقابله كرده ، و جمله بر آن گواهى نبشته كه با كتب قديم مقابل است ، و در آن هيچ شبهتى نه ، بعد از آن نوبتى ديگر حكيمى تصحيح آن كرده . . . » بانو دكتر وانگ اى دان دربارهء دو تن نگارندگان بخش چين از جامع التّواريخ ،